[ˈfaʁmɐ]
کشاورز، مزرعهدار
English: farmer
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Farmer | die Farmer |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Farmer | die Farmer |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Farmer | den Farmern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Farmers | der Farmer |
Der Farmer säte Weizen auf sein Feld.
کشاورز در مزرعهاش گندم کاشت.
«Farmer» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.