[ˈfeːlˌʃlaːk]
شکست، ناکامی
English: failure, setback
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Fehlschlag | die Fehlschläge |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Fehlschlag | die Fehlschläge |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Fehlschlag | den Fehlschlägen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Fehlschlags | der Fehlschläge |
Sein Versuch war ein Fehlschlag.
تلاشش شکست خورد.
«Fehlschlag» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.