[ˈfɛʁkl̩çən]
بچه خوک
English: piglet
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Ferkelchen | die Ferkelchen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Ferkelchen | die Ferkelchen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Ferkelchen | den Ferkelchen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Ferkelchens | der Ferkelchen |
Ferkelchen, bring das Schießgewehr!
خوک کوچولو، تفنگ رو بیار!
«Ferkelchen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.