سطح B2اسم

die Fernreise

[ˈfɛʁnˌʁaɪ̯zə]

سفر دور

English: long-distance trip

گرامر

آرتیکل
die
جمع
-n

صرفِ Fernreise در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Fernreisedie -n
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Fernreisedie -n
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Fernreiseden -n
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Fernreiseder -n

جمله‌ی مثال با Fernreise

  • Eine Fernreise nach Asien ist teuer.

    سفر دور به آسیا گران است.

ترکیب‌های رایج با Fernreise

  • eine Fernreise machen/planen

«Fernreise» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.