[ˈfɛtˌnɛp͡fçən]
دستمال چربی، لغزش اجتماعی
English: social faux pas, gaffe
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Fettnäpfchen | die Fettnäpfchen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Fettnäpfchen | die Fettnäpfchen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Fettnäpfchen | den Fettnäpfchen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Fettnäpfchens | der Fettnäpfchen |
Ich bin ins Fettnäpfchen getreten.
من یک لپ کلام گفتم و خرابکاری کردم.
«Fettnäpfchen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.