[ˈfɔɪ̯ɐˌʃtɛlə]
محل آتش
English: fireplace, fire pit
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Feuerstelle | die Feuerstellen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Feuerstelle | die Feuerstellen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Feuerstelle | den Feuerstellen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Feuerstelle | der Feuerstellen |
Maria trat an die Feuerstelle heran und lüftete den Topfdeckel.
مریم به اجاق نزدیک شد و درِ قابلمه رو یه گوشه برداشت.
«Feuerstelle» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.