[ˈflaɪ̯ʃˌvɔlf]
چرخ گوشت
English: meat grinder
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Fleischwolf | die wölfe |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Fleischwolf | die wölfe |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Fleischwolf | den wölfen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Fleischwolfs | der wölfe |
Halte deine Finger nicht in den Fleischwolf!
انگشتهایت را نگذار توی چرخ گوشت!
«Fleischwolf» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.