[ˈfʁaɪ̯ˌlasʊŋ]
آزادسازی
English: release
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Freilassung | die Freilassungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Freilassung | die Freilassungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Freilassung | den Freilassungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Freilassung | der Freilassungen |
Mehrere Male ist ihm eine Freilassung versprochen worden.
چند بار به او وعده آزادی داده شده است.
«Freilassung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.