[ˈfʁɪʃˌflaɪ̯ʃ]
گوشت تازه
English: fresh meat
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Frischfleisch | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Frischfleisch | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Frischfleisch | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Frischfleisches | — |
Frischfleisch vom Markt schmeckt am besten.
گوشت تازه از بازار بهترین طعم را دارد.
«Frischfleisch» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.