[fuːs]
پا (از مچ به پایین)
English: foot
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Fuß | die Füße |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Fuß | die Füße |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Fuß | den Füßen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Fußes | der Füße |
Meine Füße sind kalt.
پاهای من سرد هستند.
«Fuß» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.