[ˈɡastˌhaʊ̯s]
مهمانخانه، مسافرخانه
English: inn, guesthouse
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Gasthaus | die Gasthäuser |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Gasthaus | die Gasthäuser |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Gasthaus | den Gasthäusern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Gasthauses | der Gasthäuser |
Tom wollte ein eigenes Gasthaus.
تام میخواست مسافرخانهی خودش را داشته باشد.
«Gasthaus» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.