[ɡəˈbɪs]
دندان (مصنوعی)، دهان
English: denture, set of teeth
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Gebiss | die Gebisse |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Gebiss | die Gebisse |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Gebiss | den Gebissen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Gebisses | der Gebisse |
Maria hat ein Gebiss wie ein Pferd.
مریم دندانهایش مثل اسب است.
«Gebiss» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.