[ɡəˈfɔlksˌman]
پیرو، هوادار
English: follower, supporter
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Gefolgsmann | die Gefolgsleute |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Gefolgsmann | die Gefolgsleute |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Gefolgsmann | den Gefolgsleuten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Gefolgsmanns | der Gefolgsleute |
Ich werde niemals dein Gefolgsmann sein.
من هرگز پیرو تو نخواهم بود.
«Gefolgsmann» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.