[ˈɡeːɡnəʁɪn]
رقیب زن، حریف زن
English: female opponent, female rival
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Gegnerin | die Gegnerinnen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Gegnerin | die Gegnerinnen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Gegnerin | den Gegnerinnen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Gegnerin | der Gegnerinnen |
Die Gegnerin spielte im Finale sehr stark.
رقیب زن در فینال خیلی قوی بازی کرد.
«Gegnerin» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.