[ɡəˈleːɐ̯tɐ]
دانشمند، عالم
English: scholar, learned person
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Gelehrter | die Gelehrten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Gelehrter | die Gelehrten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Gelehrter | den Gelehrten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Gelehrters | der Gelehrten |
Er ist ein angesehener Gelehrter.
او دانشمندی محترم است.
«Gelehrter» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.