[ɡəˈʁʊxsˌzɪn]
حس بویایی
English: sense of smell
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Geruchssinn | die Geruchssinne |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Geruchssinn | die Geruchssinne |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Geruchssinn | den Geruchssinnen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Geruchssinns | der Geruchssinne |
Mein Geruchssinn ist abgestumpft.
حس بویاییام کند شده است.
«Geruchssinn» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.