[ɡəˈʃɛft͡sˌzɪn]
شامهی تجاری
English: business sense
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Geschäftssinn | die selten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Geschäftssinn | die selten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Geschäftssinn | den selten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Geschäftssinns | der selten |
Ich habe keinen Geschäftssinn.
من حسِ تجارت ندارم.
«Geschäftssinn» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.