[ɡəˈʃvʊlst]
تومور، ورم
English: tumor, swelling
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Geschwulst | die Geschwülste |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Geschwulst | die Geschwülste |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Geschwulst | den Geschwülsten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Geschwulst | der Geschwülste |
Dieses Geschwulst ist gutartig.
این غده خوشخیمه.
«Geschwulst» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.