[ɡəˈvan]
بهره، قطعه زمین
English: plot of land, share
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Gewann | die Gewanne |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Gewann | die Gewanne |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Gewann | den Gewannen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Gewanns | der Gewanne |
Das Gewann wurde dieses Jahr für Weizen genutzt.
قطعه زمین امسال برای گندم استفاده شد.
«Gewann» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.