[ˈɡlaɪ̯çʃʁɪt]
همگامی، قدم مشترک
English: lockstep, uniform step
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Gleichschritt | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Gleichschritt | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Gleichschritt | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Gleichschritts | — |
Die Soldaten marschierten im Gleichschritt.
سربازها با گامهای منظم راهپیمایی میکردند.
«Gleichschritt» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.