[ɡluːt]
شعله، التهاب
English: glow, embers
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Glut | die Gluten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Glut | die Gluten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Glut | den Gluten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Glut | der Gluten |
Krummes Holz macht viel Glut.
چوب کج، خاکستر زیاد میدهد.
«Glut» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.