[ˈɡʁaːpˌkamɐ]
اتاق مقبره، آرامگاه
English: burial chamber, tomb
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Grabkammer | die Grabkammern |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Grabkammer | die Grabkammern |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Grabkammer | den Grabkammern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Grabkammer | der Grabkammern |
Die Grabkammer war mit Gold gefüllt.
اتاق مقبره پر از طلا بود.
«Grabkammer» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.