[ˈɡʁoːsʔaʊ̯fˌnaːmə]
نمای نزدیک، کلوزآپ
English: close-up, close shot
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Großaufnahme | die Großaufnahmen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Großaufnahme | die Großaufnahmen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Großaufnahme | den Großaufnahmen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Großaufnahme | der Großaufnahmen |
Alles, was wir unter Natur verstehen, ist die Großaufnahme eines Gänseblümchens.
هرچه ما از طبیعت میفهمیم، نمای نزدیک از یک گل میناست.
«Großaufnahme» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.