[ˈɡʁɔtə]
غار کوچک، غارنما
English: grotto
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Grotte | die Grotten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Grotte | die Grotten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Grotte | den Grotten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Grotte | der Grotten |
Willst du zuerst die Grotte besichtigen?
اول میخواهی غار را ببینی؟
«Grotte» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.