[ˈhɛntçənˌhaltn̩]
دست در دست گرفتن
English: holding hands
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Händchenhalten | — |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Händchenhalten | — |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Händchenhalten | — |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Händchenhaltens | — |
Maria sah Tom und Conchita beim Händchenhalten.
ماریا تام و کونچیتا را دید که دست هم را گرفتهاند.
«Händchenhalten» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.