[hɛˈʁeːtɪkɐ]
بدعتگذار
English: heretic
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Häretiker | die Häretiker |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Häretiker | die Häretiker |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Häretiker | den Häretikern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Häretikers | der Häretiker |
Der Häretiker wurde aus der Kirche verbannt.
بدعتگذار از کلیسا اخراج شد.
«Häretiker» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.