سطح B2اسم

die Hürde

[ˈhʏʁdə]

مانع

English: obstacle, hurdle

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Hürden

صرفِ Hürde در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Hürdedie Hürden
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Hürdedie Hürden
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Hürdeden Hürden
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Hürdeder Hürden

جمله‌ی مثال با Hürde

  • Er musste viele Hürden überwinden, um Arzt zu werden.

    او برای پزشک شدن مجبور بود بر موانع زیادی غلبه کند.

مترادف و متضاد

«Hürde» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.