[ˈhantɡəˌlɛŋk]
مچ دست
English: wrist
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Handgelenk | die Handgelenke |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Handgelenk | die Handgelenke |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Handgelenk | den Handgelenken |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Handgelenks | der Handgelenke |
Ich fasste sein Handgelenk.
مچش را گرفتم.
«Handgelenk» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.