سطح C2اسم

der Handrücken

[ˈhantˌʁʏkŋ̍]

پشت دست

English: back of the hand

گرامر

آرتیکل
der
جمع
Handrücken

صرفِ Handrücken در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)der Handrückendie Handrücken
Akkusativمفعولی (چه را؟)den Handrückendie Handrücken
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)dem Handrückenden Handrücken
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)des Handrückensder Handrücken

جمله‌ی مثال با Handrücken

  • Zum Abschied drückte er ihr ein Küsschen auf den Handrücken.

    هنگام خداحافظی، بوسه‌ای روی پشت دستش زد.

«Handrücken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.