[haʁˈmoːnika]
سازدهنی، هارمونیکا
English: harmonica, accordion
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Harmonika | die Harmonikas |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Harmonika | die Harmonikas |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Harmonika | den Harmonikas |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Harmonika | der Harmonikas |
Er spielt auf der Harmonika ein altes Volkslied.
او با سازدهنی یک آهنگ محلی قدیمی مینوازد.
«Harmonika» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.