[haʁˈpuːnə]
هارپون، نیزهی شکار
English: harpoon
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Harpune | die Harpunen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Harpune | die Harpunen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Harpune | den Harpunen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Harpune | der Harpunen |
Der Fischer benutzte eine Harpune zum Jagen.
ماهیگیر برای شکار از هارپون استفاده کرد.
«Harpune» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.