[ˈhaʊ̯ptfɛɐ̯ˌdɛçtɪɡɐ]
مظنون اصلی
English: main suspect
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Hauptverdächtiger | die Hauptverdächtigen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Hauptverdächtiger | die Hauptverdächtigen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Hauptverdächtiger | den Hauptverdächtigen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Hauptverdächtigers | der Hauptverdächtigen |
Tom ist unser Hauptverdächtiger.
تام مظنون اصلی ماست.
«Hauptverdächtiger» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.