[ˈhaʊ̯ptˌt͡sɔɪ̯ɡə]
شاهد اصلی
English: key witness
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Hauptzeuge | die Hauptzeugen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Hauptzeugen | die Hauptzeugen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Hauptzeugen | den Hauptzeugen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Hauptzeugen | der Hauptzeugen |
Der Hauptzeuge konnte die Tat nicht eindeutig bestätigen.
شاهد اصلی نتوانست وقوع جرم را به طور قطعی تأیید کند.
«Hauptzeuge» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.