[ˈhɔxˌt͡saɪ̯t]
عروسی
English: wedding
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Hochzeit | die Hochzeiten |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Hochzeit | die Hochzeiten |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Hochzeit | den Hochzeiten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Hochzeit | der Hochzeiten |
Die Hochzeit findet im Sommer statt.
عروسی در تابستان برگزار میشود.
Wir sind auf eine Hochzeit eingeladen.
ما به یک عروسی دعوت شدهایم.
Wir sind auf einer Hochzeit.
ما در یک مراسم عروسی هستیم.
«Hochzeit» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.