[ˈhuːfə]
سم
English: hoof
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Hufe | die -n |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Hufe | die -n |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Hufe | den -n |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Hufe | der -n |
Das Pferd hat vier Hufe.
اسب چهار سم دارد.
«Hufe» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.