[ˈhʊml̩]
زنبور خر
English: bumblebee
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Hummel | die Hummeln |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Hummel | die Hummeln |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Hummel | den Hummeln |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Hummel | der Hummeln |
Eine Hummel ist hereingeflogen.
یک زنبور وحشی به داخل پرواز کرد.
«Hummel» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.