سطح B2اسم

die Inkontinenz

[ˈɪnkɔntinɛnt͡s]

بی‌اختیاری (ادرار یا مدفوع)

English: incontinence

گرامر

آرتیکل
die
جمع
(Sg.)

صرفِ Inkontinenz در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Inkontinenzdie (Sg.)
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Inkontinenzdie (Sg.)
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Inkontinenzden (Sg.)n
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Inkontinenzder (Sg.)

جمله‌ی مثال با Inkontinenz

  • Der Patient leidet an Harninkontinenz.

    بیمار از بی‌اختیاری ادرار رنج می‌برد.

«Inkontinenz» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.