[ˈɪnkɔntinɛnt͡s]
بیاختیاری (ادرار یا مدفوع)
English: incontinence
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Inkontinenz | die (Sg.) |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Inkontinenz | die (Sg.) |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Inkontinenz | den (Sg.)n |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Inkontinenz | der (Sg.) |
Der Patient leidet an Harninkontinenz.
بیمار از بیاختیاری ادرار رنج میبرد.
«Inkontinenz» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.