[ˈɪʁəˌfyːʁʊŋ]
گمراهی، فریب
English: misleading, deception
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Irreführung | die Irreführungen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Irreführung | die Irreführungen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Irreführung | den Irreführungen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Irreführung | der Irreführungen |
Politische Rhetorik ist nichts anderes als Irreführung.
خطابهی سیاسی چیزی جز گمراهکردن نیست.
«Irreführung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.