[ˈkɛːzə]
پنیر
English: cheese
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Käse | die Käse |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Käse | die Käse |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Käse | den Käsen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Käses | der Käse |
Ich esse gerne frischen Käse.
من خوردن پنیر تازه را دوست دارم.
Ich mag keinen Käse.
من پنیر دوست ندارم.
«Käse» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.