[ˈkyːlˌʁaʊ̯m]
اتاق سرد، سردخانه
English: cold room, cold storage
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Kühlraum | die Kühlräume |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Kühlraum | die Kühlräume |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Kühlraum | den Kühlräumen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Kühlraums | der Kühlräume |
Die neue Angestellte hat sich im Kühlraum eingesperrt.
کارمند جدید در سردخانه خودش را حبس کرد.
«Kühlraum» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.