[ˈkʏʁbɪs]
کدو تنبل
English: pumpkin, squash
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Kürbis | die Kürbisse |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Kürbis | die Kürbisse |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Kürbis | den Kürbissen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Kürbises | der Kürbisse |
Der Kürbis wächst.
کدو دارد رشد میکند.
«Kürbis» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.