[kastʁaˈt͡si̯oːn]
اختهسازی
English: castration
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Kastration | die en |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Kastration | die en |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Kastration | den en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Kastration | der en |
Die Kastration des Hundes war notwendig.
اختهسازی سگ ضروری بود.
«Kastration» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.