[kaˈtaʁzɪs]
پالایش روانی
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Katharsis | die Katharsen |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Katharsis | die Katharsen |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Katharsis | den Katharsen |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Katharsis | der Katharsen |
Ich versuche, beim Patienten eine therapeutische Katharsis seines Selbstbewusstseins auzulösen.
«Katharsis» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.