[ˈkaʊ̯fˌman]
بازرگان، تاجر
English: merchant, businessman
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Kaufmann | die Kaufleute |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Kaufmann | die Kaufleute |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Kaufmann | den Kaufleuten |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Kaufmanns | der Kaufleute |
Tom ist ein Kaufmann.
تام یک تاجر است.
«Kaufmann» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.