[ˈkɪnt͡sˌtoːt]
مرگ کودک
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Kindstod | die Kindstode |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Kindstod | die Kindstode |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Kindstod | den Kindstoden |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Kindstods | der Kindstode |
«Kindstod» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.