سطح C2اسم

die Klärung

[ˈklɛːʁʊŋ]

روشن‌سازی، تصفیه

English: clarification, purification

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Klärungen

صرفِ Klärung در چهار حالت

حالتSingularPlural
Nominativنهادی (چه کسی؟)die Klärungdie Klärungen
Akkusativمفعولی (چه را؟)die Klärungdie Klärungen
Dativبه‌ای (به چه کسی؟)der Klärungden Klärungen
Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟)der Klärungder Klärungen

جمله‌ی مثال با Klärung

  • Bis zur Klärung wird die Gorch Fock an die Kette gelegt.

    تا روشن شدن موضوع، گورچ فوک را به زنجیر می‌کشند.

ترکیب‌های رایج با Klärung

  • Die Klärung eines Sachverhalts
  • Die Klärung des Abwassers

خانواده‌ی واژه

«Klärung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.