[ˈklaɪ̯nˌkɪnt]
خردسال
English: toddler, small child
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | das Kleinkind | die Kleinkinder |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | das Kleinkind | die Kleinkinder |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Kleinkind | den Kleinkindern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Kleinkinds | der Kleinkinder |
Du benimmst dich wie ein Kleinkind.
مثل بچهکوچولوها رفتار میکنی.
«Kleinkind» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.