[ˈknʏlɐ]
پرفروش، بمب
English: blockbuster, sensation
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | der Knüller | die Knüller |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | den Knüller | die Knüller |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | dem Knüller | den Knüllern |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | des Knüllers | der Knüller |
Mach dich auf einen Knüller gefasst!
آماده باش که یه خبرِ داغ بشنوی!
«Knüller» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.