[ˈknɛçtʃaft]
بندگی، بردگی
English: servitude, bondage
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Knechtschaft | die en |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Knechtschaft | die en |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Knechtschaft | den en |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Knechtschaft | der en |
Mir ist die gefährliche Freiheit lieber als eine ruhige Knechtschaft.
آزادیِ خطرناک را به بندگیِ آرام ترجیح میدهم.
«Knechtschaft» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.