[kɔnˈzɛʁvə]
کنسرو
| حالت | Singular | Plural |
|---|---|---|
| Nominativنهادی (چه کسی؟) | die Konserve | die Konserven |
| Akkusativمفعولی (چه را؟) | die Konserve | die Konserven |
| Dativبهای (به چه کسی؟) | der Konserve | den Konserven |
| Genitivاضافی (مالِ چه کسی؟) | der Konserve | der Konserven |
Die Zeitung ist die Konserve der Zeit.
«Konserve» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.